دنيا.....
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز دل ور نه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387توسط فرشته | |
آنقدر رنج كشيدم ز جهان سير شدم صورتم گر چه جوان است ولي پير شدم در جواني نالهها كردم كسي يادم نكرد در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد
ليوان تنها قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: ديدارها : Design by : Night Skin