من آن مرغ سيه بختم گريزان آشيان از من نه من از آشيان خوشدل نه خوشدل آشيان از من به هر شاخي سفر كردم جفاي باغبان ديديم نه من از باغبان خودشدل نه خوشدل باغبان از من
+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387توسط فرشته |
|
About
آنقدر رنج كشيدم ز جهان سير شدم صورتم گر چه جوان است ولي پير شدم در جواني نالهها كردم كسي يادم نكرد در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد