.
+نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387توسط فرشته | | ای کاش اسارتکده سینه دری داشت ای کاش دل سوخته هم بال و پری داشت ای کاش یکی زین همه مرغان مهاجر از مسلخ نیلوفر بی سر خبری داشت +نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387توسط فرشته | | به نام خدا تا توانی در جهان همراه اهل درد باش یا مبر نامی ز مردی یا حقیقت مرد باش +نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387توسط فرشته | |
ای کاش اسارتکده سینه دری داشت ای کاش دل سوخته هم بال و پری داشت
ای کاش یکی زین همه مرغان مهاجر از مسلخ نیلوفر بی سر خبری داشت
+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387توسط فرشته | | به نام خدا تا توانی در جهان همراه اهل درد باش یا مبر نامی ز مردی یا حقیقت مرد باش +نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387توسط فرشته | |
به نام خدا
تا توانی در جهان همراه اهل درد باش
یا مبر نامی ز مردی یا حقیقت مرد باش
+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387توسط فرشته | |
آنقدر رنج كشيدم ز جهان سير شدم صورتم گر چه جوان است ولي پير شدم در جواني نالهها كردم كسي يادم نكرد در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد
ليوان تنها قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: ديدارها : Design by : Night Skin